دانلود فیلم Stefan Zweig Farewell To Europe 2016

دانلود رایگان فیلم Stefan Zweig Farewell Europe 2016 با کیفیت BluRay 720p

پیش نمایش فیلم اضافه شد

نسخه کم حجم و با کیفیت x265 اضافه شد

کیفیت ۴۸۰p اضافه شد

کیفیت ۱۰۸۰p اضافه شد

منتشر کننده فایل: Film2Movie
ژانر : غم انگیز , ماجرایی , بیوگرافی

۷/۱۰ از ۸۱۹ رای

مدت زمان : ۱۰۶ دقیقه
زبان : آلمانی
کیفیت : BluRay 720p
فرمت : MKV
انکودر : Ganool / MkvCage
حجم : ۸۵۰ مگابایت
محصول : اتریش , آلمان , فرانسه
ستارگان : Josef Hader, Barbara Sukowa, Aenne Schwarz, Matthias Brandt
کارگردان : Maria Schrader
لینک های مرتبط : جستجوی زیرنویس کیفیت های دیگر

خلاصه داستان :
فیلمی بیوگرافی درباره‌ی زندگی اشتفان تسوایگ ، رمان‌نویس ، نمایشنامه‌نویس ، روزنامه‌نویس و زندگی‌نامه‌نویس اتریشی که به خاطر فرار از دست آلمان‌ها ، اتریش را به مقصد آمریکای جنوبی ترک کرد و…

دانلود فیلم Stefan Zweig Farewell To Europe 2016

دانلود با کیفیت BluRay 720p ریلیز Ganool

| لینک مستقیم |

جستجوی زیرنویس فارسی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

دانلود با کیفیت BluRay 720p ریلیز MkvCage

| لینک مستقیم |

جستجوی زیرنویس فارسی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

دانلود با کیفیت BluRay 480p ریلیز RMT

| لینک مستقیم |

جستجوی زیرنویس فارسی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نسخه کم حجم و با کیفیت x265 (کیفیت BluRay 720p ریلیز RMT)

| لینک مستقیم |

جستجوی زیرنویس فارسی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

نسخه کم حجم و با کیفیت x265 (کیفیت BluRay 1080p ریلیز RMT)

| لینک مستقیم |

جستجوی زیرنویس فارسی

دانلود فیلم Stefan Zweig Farewell To Europe 2016

نوشته دانلود فیلم Stefan Zweig Farewell To Europe 2016 اولین بار در دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم پدیدار شد.

دانلود قسمت ۱۳ سیزدهم سریال عاشقانه

دانلود قسمت 13 سیزدهم سریال عاشقانه دانلود مستقیم قسمت سیزدهم سریال عاشقانه دانلود رایگان قسمت سیزدهم سریال عاشقانه درج شد دانلود قسمت 13 سریال عاشقانه گروه فیلم : اجتماعی سال تولید : 1395 تعداد قسمت ها: 15 قسمت پخش در شبکه خانگی کارگردان : منوچهر هادی بازیگران: محمدرضا گلزار، ساره بیات، پانته آ بهرام، بهاره کیان افشار، حمیدرضا پگاه، فرزاد فرزین، علیرضا […]

رمضان در منابع خارجي


بسم الله الرحمن الرحيم-رمضان در منابع خارجي باکمي تغيرات-رمضان باحقايق ايمان مارا نزديکتر ميکند- رمضان- اوه- چقدر گرانسنگ  با ارزش است-فرصتي است که تمام ارزشها  وخوبي يک جا جمع شوند- هم شيطان  در زنجير است وهم نفس اماره به کنترول در مي ايد- شبهاي بيداري وتهجد وراز ونياز—عبادت خاصانه ميشود ونزديک به حقيقت اش ميشود- هر دعائي دراين روزوشبها قبول ميشود-پادش ها دوچندان ميشود سحري طعم ملکوتي دارد- در زمان افطار  خشمي وجود ندارد- دعاکنيد که گناهان گذشته پاکشود که بهترين وقت دعا است فرصتي براي قران خواندن –فرصتي براي اجراي سنت هاي گوناگون است- بهترين موقع براي وعظ براي دين است-


دانلود فصل دوم سریال Preacher

دانلود فصل دوم سریال Preacher با لینک مستقیم

فصل دوم قسمت اول اضافه شد

نسخه کم حجم و با کیفیت x265 اضافه شد

کیفیت ۷۲۰p اضافه شد

کیفیت ۱۰۸۰p اضافه شد

منتشر کننده فایل: Film2Movie
ژانر : ماجرایی , فانتزی , رازآلود , ترسناک
۸٫۱/۱۰ از ۳۶,۵۷۷ رای
زبان : انگلیسی
کیفیت : ۴۸۰p – x265 – ۷۲۰p – ۱۰۸۰p
فرمت : MKV
حجم : ۵۵۰ – ۳۵۰ – ۲۰۰ – ۱۵۰ مگابایت
محصول : آمریکا
ستارگان : Dominic Cooper, Joseph Gilgun, Ruth Negga, Ian Colletti
کارگردانان : Sam Catlin, Evan Goldberg, Seth Rogen
لینک های مرتبط : جستجوی زیرنویس فارسی
خلاصه داستان :
داستان سریال حول شخصیت یک کشیش ماجراجو ساکن شهر کوچکی در ایالت تگزاس متمرکز است که طی حادثه‌ای در کلیسا ، روح او به تسخیر موجود ماورالطبیعه‌ای در می‌آید. رویدادی که بر اثر آن ، وی تصمیم می‌گیرد عازم ماموریتی شود تا به حقیقتی بسیار مهم پی ببرد. اما…

دانلود فصل دوم سریال Preacher

دانلود با لینک مستقیم

قسمت ۰۱ _ ۴۸۰p : | لینک مستقیم |

قسمت ۰۱ _ نسخه کم حجم x265 : | لینک مستقیم |

قسمت ۰۱ _ ۷۲۰p : | لینک مستقیم |

قسمت ۰۱ _ ۱۰۸۰p : | لینک مستقیم |

جستجوی زیرنویس فارسی

دانلود فصل دوم سریال Preacher

نوشته دانلود فصل دوم سریال Preacher اولین بار در دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم پدیدار شد.

سرود رمضان

 

دریافت
بازخوانی سرود رمضان
توسط گروه سرود و همخوانی نسیم بهشت
برگرفته از آثار تولیدی گروه سرود اسرا تهران
ضبط شده در استودیو طنین صدای اصفهان

خیاط سر


بِرارمی عروسی بَ، خیاط سَرداشتیم.
مینیب دی یه قشنگه کُت بَدوت.
بعد دی بگوت: بَبه جان، اگه شوکیان، رخت و لباسانی جیفِ، خالی کنی، رختانت قشنگتر میمانه و ویشتر دی عُمر مینه.

آن گپش مینی فکری میان، یه چراغی روشُن کُرد،
نه بابتِ تمیزی و عمر ویشتر لباسان، که حالیم گِردی، ما دی روزانه، یه عالمه ناراحتی و پِشیمانی و نگرانی ر خودمانی میان جمع مینیم که اگه همانطور سرهم بمانه، یه کوه غصه میگرده و فکرمانه داغان مینه.

✨ پس هر شو که میگرده، جیفانمانی جور، ذهنمانه دی خالی کنیم تا همیشاک قشنگ بمانیم و عمر طولانی کنیم.
البت اینطوری دنیامان دی قشنگتر میگرده.

〰〰〰 @TaleghaniDarji 〰〰〰

خیاط سَر، یکی از رسمان عروسی در طالقانه که چند روز بمانده به عروسی، خیاط دعوت مینُن در زاما/عروسی خانه که اوشانیب لباس بدوجه و شوکیان دی همه جمع میبُن آنجه و بساط شادی و دور همیشان به راهه.

✅ تهیه شده در گروه تولید محتوای درجی


عید سعید فطر

شب بود. تاریک بود. حوصله اما نبود. نشسته بودم به بحث با مسئول انجمن‌اسلامی. اعصابم از جای دیگری خُرد بود؛ ولی حق داشتم. همه حق دارند! صبح بود. هوا روشن شده بود. ولی ساعت هنوز از پنج نگذشته بود. خوابم نمی‌برد. نگاهم را دوخته بودم به بالش! به خودم می‌گفتم چرا باید بدم بیاید؟ نه. کوتاه نیامدم. همانطور ماندم. خودم را، به خودم شاید، اثبات کردم. صبح بود هنوز. دلم می‌خواست بروم بیرون. و رفتم. نماز فطر. بار اول بود که می‌رفتم نماز. دوچرخه را برداشتم و زدم به خیابان. خلوت. سکوت. پرنده‌ها دور تا دور سبزه‌میدان جمع بودند. بین دو ستون، پیرمردی نشسته بود. دستش به سرش بود و مشخص بود که طوری شده. هیچکس، شش صبح، بیخودی دستش به سرش نیست! دور زدم. به آسمان نگاه کردم. دلم خواست. ثبتش کردم. با خودم می‌گفتم طوری بگیر که شش هفت سال بعد هم، همین یادگاری را داری فقط. به راهم ادامه دادم. خیابان شدیداً خلوت بود. یک تاکسی سحرخیزی کرده بود. مشتری‌ها را هم با خودش برد. وسط خیابان ماندم. همه چیز شروعش خوب است. حتی روز. حتی زندگی. حتی ... روز شروعش زیباست. خلوت. ساده. بی‌آلایش. بی‌صدا. سکوت. سکوت. سکوت.

زودتر از زمانی که گمان می‌بردم به مصلی رسیدم. اشتباه از من بود که در ورود عجله به‌خرج دادم. می‌شد بیرون، زیر سقف همین آسمان، منتظر نشست. دلپذیرتر بود حتماً. همینطور بی‌کار و بی‌خیال نشسته بودم. تندیِ عطری مرا به خودم آورد. دو دقیقه چشم‌هایم درشت شده بود از تعجب. حداقل ده دوازده سالی آن عطر را نشنفته بودم. پشت‌سرم نشسته بود. در جدال با خودم، بین پرسیدن و نپرسیدن، همان نپرسیدن را انتخاب کردم. برای خودم از عطر خوشی که از پشت‌سرم می‌آمد، لذتی ساخته بودم، بهتر از هزار لب جوی نشستن و گذر عمر دیدن. هوا خوب بود. کولرها را زده بودند. بخاطر یکساعت و نیم بیکار نشستن، کم مانده بود که مبتلا به دیسک و فلان و بیسار شوم، که امر به نماز کردند. ایستادیم به نماز. و من که بار اولم بود. آسان بود ولی. یادش به‌خیر. اولین نماز جمعه‌ای که خواندم، تنها تعجبم از ایست‌بازرسی‌های دمِ در بود. حرم حضرت معصومه بازرسی نخواهد؟ آخ که چقدر آن‌موقع‌ها، دنیایم بی‌دشمن و بی‌تروریست بود!! نماز که خوانده شد، تعللی کردم و کفشم را برداشتم. برگشتم که بروم. هرچه چشم انداختم، کسی پشت سرم نبود. ولی بو که می‌کشیدم عطر می‌آمد. چه عطری بود. خدا زیادش کند! رفتم. رخش را از قفل باز کردم :دی زدم به خیابان. رسیدم خانه. ساعت هنوز نُه بود. زندگی همین است! که هنوز ساعت ده نشده، چندجا رفته باشی، چند کار را به سرانجام رسانده باشی، و حتی یک پست نوشته باشی. نه اینکه سه و نیم بعدازظهر تازه بخواهی بیدار شوی! البته چه کسی می‌داند؟ من که سه و نیم بعدازظهر بیدار نشده‌ام! 

+ برای مادربزرگ بنده نیز، دعا بفرمایید. باتشکر.